نقاب خود دوستی

نقاب‌های خوددوستی: چرا آنچه فکر می‌کنیم عشق به خود است، گاهی آسیب‌زا است؟

شب بود ساعت از 11 گذشته بود . بچه ها بعد از کلی بازی کردن و قصه گویی به خواب رفته بودند.  مهدیه در حالی که با خستگی از روی صندلی بلند می‌شد، با خودش فکر می‌کرد: اگر امشب به جای تمیز کردن کابینت های آشپزخانه، نیم‌ساعت کتاب بخوانم، یعنی من یک مادر بی مسئولیتی  هستم. اگر به همسرم بگویم خسته‌ام و نمیخواهم در کنار شما تخمه بخورم و فوتبال ببینم  یعنی یک همسرِ خودخواه هستم.  به امروز صبح فکر کرد  که تماس دوستش را آخرین ثانیه های زنگ خوردن جواب داد و گفت که فرصت کمی برا ی صحبت کردن دارد.

 مهدیه  فکر می‌کرد خوددوستی یعنی فقط رعایت کردن نیازهای خودم، و چون نمی‌توانست این کار را انجام دهد، مدام خودش را بابت بی‌عرضه بودن سرزنش می‌کرد. او در دام بزرگترین باورهای غلط درباره خوددوستی گرفتار شده بود.

تله اول: باور به اینکه خوددوستی یعنی خودخواهی

مهدیه تصور میکرد اگه به خودش اهمیت بدهد درحال پایمال کردن حق فرزند،همسر و حتی دوستش  است.

  • چرا این باور غلط است؟ چون ما خود را از دیگران جدا نمی‌دانیم. اگر شما مثل یک باتری خالی باشید، هیچ انرژی‌ای برای عشق دادن به فرزند یا همسرتان ندارید. خودخواهی یعنی نادیده گرفتن دیگران؛ اما خوددوستی یعنی مراقب بودن از ابزاری (یعنی خودتان) که با آن به دیگران عشق می‌ورزید.
  • خوددوستی واقعی چیست؟ خوددوستی یعنی تعیین مرز. یعنی دانستن اینکه من تا اینجا می‌توانم انرژی بگذارم و بعد نیاز به استراحت دارم.

چطور اصلاحش کنیم؟ با تمرینِ نه گفتن‌های کوچک. یاد بگیرید که وقتی می‌گویید نه به یک کار اضافه، در واقع دارید بله می‌گویید به سلامت روان خودتان.

تله دوم: باور به اینکه خوددوستی یعنی همیشه مثبت بودن

مهدیه فکر می‌کرد اگر دوست‌دار خودش باشد، نباید هیچ‌وقت احساس گریه یا خستگی کند.

  • چرا این باور غلط است؟ این باور، خوددوستی را به یک حتما بایدخوشحال باشی تبدیل می‌کند که در نهایت منجر به فرسودگی می‌شود. ما اجازه نمی‌دهیم با خودمان صادق باشیم.
  • خوددوستی واقعی چیست؟ خوددوستی یعنی پذیرشِ ضد حالها . یعنی وقتی در حال گریه کردن هستید، به جای اینکه بگویید باید قوی باشم، به خودتان بگویید من اجازه دارم الان غمگین باشم.
  • چطور اصلاحش کنیم؟ با شفقت به خود وقتی اشتباه کردید، به جای استفاده از کلمات تند، با خودتان مثل یک دوست صمیمی صحبت کنید.
  • تله سوم: باور به اینکه خوددوستی یعنی «بی‌خیالی و مسئولیت‌گریزی

  • مهدیه فکر میکرد خوددوستی یعنی رها کردنِ تمام وظایف و فقط لذت بردن.

    • چرا این باور غلط است؟ این کار باعث آشفتگی زندگی و از دست رفتن احترامِ خود و دیگران می‌شود.
    • خوددوستی واقعی چیست؟ خوددوستی یعنی مراقبتِ مسئولانه از خویش .یعنی من وظایفم را انجام می‌دهم، اما در حین انجام آن‌ها، خودم را قربانی نمی‌کنم.
    • چطور اصلاحش کنیم؟ با مدیریت اولویت‌ها. یاد بگیرید که کارهای ضروری را با کیفیت انجام دهید، اما برای خودتان در تقویم روزانه، زمان (حتی ۱۵ دقیقه) رزرو کنید.
    • نتیجه‌گیری

    • خوددوستی، جنگیدن با خود نیست؛ مهدیه باید می‌فهمید که او خدمت گزار کسی نیست، بلکه یک انسان است. وقتی شما یاد بگیرید که با خودتان صلح کنید، باور های اشتباه را بشناسید  و آنها را اصلاح کنید ، نه تنها زندگی خودتان، بلکه زندگی تمام کسانی که دوستشان دارید را هم تغییر می‌دهید.

  •  

فهرست مطالب