چرا با وجود دانستن، همچنان استرس داریم؟

شکاف دانشی استرسu

شکاف دانشی در مورد استرس چیست؟

خیلی از ما اطلاعات زیادی درباره‌ی استرس داریم. می‌دانیم که استرس باعث افزایش هورمون کورتیزول می‌شود، می‌دانیم که باید نفس عمیق بکشیم، ورزش کنیم، بخوابیم و افکارمان را مدیریت کنیم. اما همین دانستن، ما را از تجربه‌ی واقعی استرس نجات نمی‌دهد. این فاصله‌ی بین «دانستن» و «عمل کردن» یا «تجربه‌ی واقعی» را می‌توان شکاف دانشی نامید.

به بیان ساده‌تر، شکاف دانشی یعنی ما اطلاعات نظری زیادی درباره‌ی استرس جمع کرده‌ایم، اما این اطلاعات به رفتار، عادت یا آرامش واقعی تبدیل نشده است. می‌دانیم چه باید بکنیم، ولی وقتی لحظه‌ی واقعی استرس می‌رسد، همان دانسته‌ها یادمان می‌رود یا کاربردی نمی‌شوند.

چرایی: چرا این شکاف به وجود می‌آید؟

چند دلیل اصلی برای این فاصله وجود دارد:

اول، تفاوت بین مغز منطقی و مغز هیجانی. وقتی استرس داریم، بخش هیجانی مغز (آمیگدال) کنترل را در دست می‌گیرد و بخش منطقی که دانسته‌های ما در آن ذخیره شده، موقتاً کنار زده می‌شود. به همین دلیل حتی اگر روش‌های مقابله با استرس را بلد باشیم، در لحظه‌ی بحران نمی‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم.

دوم، تفاوت بین دانستن نظری و مهارت عملی. خواندن یک مقاله درباره‌ی تنفس عمیق با تمرین واقعی آن در شرایط استرس‌زا، دو چیز کاملاً متفاوت است. مهارت‌های مقابله با استرس مثل هر مهارت دیگری نیاز به تمرین مکرر دارند، نه فقط مطالعه.

سوم، نبود بازخورد و تمرین در زندگی روزمره. بسیاری از ما اطلاعات را می‌خوانیم اما هرگز فرصتی برای تمرین آن‌ها در شرایط واقعی پیدا نمی‌کنیم. بدون تمرین، دانش تبدیل به عادت نمی‌شود.

چهارم، عوامل فردی و زمینه‌ای. سطح استرس هرکس بسته به شرایط زندگی، حمایت اجتماعی، سلامت جسمی و حتی ژنتیک متفاوت است. راهکارهای کلی که در مقالات نوشته می‌شوند، همیشه با شرایط خاص هر فرد هماهنگ نیستند.

چگونگی: چطور می‌توان این شکاف را پر کرد؟

برای کم کردن فاصله‌ی بین دانستن و عمل کردن، چند راهکار عملی وجود دارد:

تمرین منظم به‌جای مطالعه‌ی صرف. به‌جای خواندن مقالات بیشتر، بهتر است یک یا دو تکنیک ساده مثل تنفس عمیق یا آرام‌سازی عضلانی را روزانه تمرین کنیم تا به مهارتی خودکار تبدیل شود.

تمرین در شرایط کم‌استرس. یادگیری تکنیک‌های آرامش در زمان‌های آرام، باعث می‌شود این مهارت‌ها در لحظات پراسترس هم در دسترس باشند.

آگاهی لحظه‌ای یا ذهن‌آگاهی. تمرین توجه به بدن و افکار در لحظه‌ی حال، کمک می‌کند زودتر متوجه شروع استرس شویم و پیش از تشدید آن واکنش نشان دهیم.

کمک گرفتن از دیگران. صحبت با یک روان‌شناس یا مشاور می‌تواند به تبدیل دانش نظری به راهکارهای شخصی و کاربردی کمک کند.

ثبت تجربه‌ها. نوشتن روزانه از موقعیت‌های استرس‌زا و واکنش‌هایمان، کمک می‌کند الگوهای رفتاری خودمان را بهتر بشناسیم و رفته‌رفته آن‌ها را اصلاح کنیم.

جمع‌بندی

شکاف دانشی در مورد استرس نشان می‌دهد که صرفاً دانستن کافی نیست. باید دانش را به تمرین، عادت و تجربه‌ی روزمره تبدیل کنیم تا واقعاً بتوانیم در لحظات سخت از آن استفاده کنیم. کلید اصلی، تمرین مداوم و آگاهی نسبت به خود است، نه فقط انباشتن اطلاعات بیشتر.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

فهرست مطالب

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x